هر هنرجو پیش از آغاز یادگیری نواختن ساز، باید ابتدا نتخوانی را بیاموزد. در یادگیری موسیقی، به الفبای موسیقی، نت گفته میشود. نت موسیقی، شامل صدا یا فرکانس ثابت هر نت و نماد آن نت است. موسیقی ترکیبی از صوت و صداست. این صوتها که نت نامیده میشوند، قطعههای زیبای موسیقی را تشکیل میدهند. در این مقاله قصد داریم مطالبی مفید در ارتباط با نت موسیقی و انواع مختلف آن بیان کنیم.
قدم اول، آشنایی با مفهوم نت موسیقی
کوچکترین واحدی که ملودی را میسازد، نت یا نوت است. هنگام شنیدن یک قطعه زیبای موسیقی، در حقیقت داریم به ترکیب نتهای مختلف گوش میسپاریم. بسیاری از افراد، نت را به الفبای موسیقی شبیه میدانند، اما نت موسیقی بیشتر به اعداد شباهت دارد. میان اعداد مختلف حقیقی، اعداد اعشاری قرار میگیرد، درست مانند نتها که در میان آنها نیز علائمی قرار دارد. به این علائم، کرون، دیز و بمل گفته میشود. این نتهای فرعی، نتهای اصلی را به اندازه نیم تا ربع پرده زیروبم میکنند. درحالیکه بین حروف الفبا، چیز دیگری قرار نمیگیرد. همان گونه که پیشتر نیز اشاره شد، نت موسیقی دو معنی دارد؛ یکی از معانی آن، صدایی با فرکانس ثابت است که به آن نت میگویند. معنی دیگر نت، علامت نوشتاری این صداهاست.
انواع نت های موسیقی
نتهای اصلی موسیقی کداماند؟
نت موسیقی در ایران، مانند فرانسه و ایتالیا نامگذاری میشود؛ بنابراین نتها به این صورت خوانده میشود: دو (do)، ر(re)، می (mi)، فا (fa)، سل (sol)، لا (la)، سی (si). خطوطی که نتها را روی آن مینویسند، خطوط حامل نام دارند. خطوط حامل از 5 خط افقی تشکیل شده است که نحوه شمارش آنها به صورت از بالا به پایین است. برای مثال، نتی که پایینتر از نت دیگر قرار میگیرد، به مراتب صدایی بمتر دارد. البته نتها تنها روی این خطوط قرار نمیگیرند، بعضی از آنها ممکن است بالای خطوط حامل یا زیر آن قرار بگیرند.
علامت گرد مانندی که در هر یک از نتها قرار دارد، سر نت نامیده میشود. سر نت، نحوه قرارگرفتن آن بر روی خطوط حامل را مشخص میکند. خط عمودی که در ادامه سر نت کشیده میشود، دسته نت نام دارد. باتوجهبه مکان سر نت، دسته ممکن است روبهبالا یا پایین رسم شود. خط کوچک دیگری که در امتداد نت رسم میشود را پرچم نت میگویند. چنانچه یک پرچم به دسته وصل باشد، آن نت چنگ است. دو پرچم، نت دولا چنگ، پرچم سوم نت سهلا چنگ و به همین ترتیب پرچم چهارم نت چهارلاچنگ را تشکیل میسازد.
آشنایی با انواع نتها
معنی لغوی 7 نت موسیقی
نت موسیقی نیز مانند هر لغت دیگر، معنی و مفهوم خاص خود را دارد. پشت هر یک از این نتها، یک داستان و روایت خاص است. نت اول موسیقی که دو (C) نام دارد، از واژه دومینس مشتق شده است. این واژه به معنای هفت شهر عشق است. دومینس در حقیقت به برکت وجود خداوند در بشر اشاره دارد. نت دوم یا ر (D)، برگرفته از لغت رجاینا است. این واژه، ملکه معنا میشود. دیگر معانی آن شامل خلیفه و ماه نیز است. نت سوم موسیقی می (E) نام دارد. این نت از واژه مایکروکازم یعنی جهانی آراسته گرفته شده است. نت فا (F) از واژه فیتس یعنی سرنوشت، نت سل (G) از واژه تیپاسول به معنای روشنایی و خورشید، نت لا (A) از لغت کویلا یعنی کهکشان راه شیری و نت آخر سی (B) از کلمه ساسی دیوال یعنی کل کهکشانها، گرفته شده است.
علائمی که صدای نت را تغییر میدهند
در هنگام نوشتن نت موسیقی، بعضی از علائم در سمت چپ هر نت، نوشته میشوند و در واقع فرکانس صدای نت را تغییر میدهند. این علائم را دیز، بمل، بکار و مشتقات آن مینامند. این علائم، زیروبم هر نت را دستخوش تغییر میکنند.
علامت دیز یا ♯: این علامت چنانچه در سمت چپ هر نت قرار بگیرد، صدای نت را در حد نیمپرده زیرتر میکند.
علامت بمل یا ♭: با قرارگرفتن در سمت چپ نت، صدای نت را بمتر میکند. این تغییر صدا در حد نیمپرده اتفاق میافتد.
علامت دوبل دیز یا X: هر زمان که این علامت در سمت چپ نت موسیقی بیاید، فرکانس صدای آن نت حدود یک پرده زیرتر میشود.
علامت دوبل بمل یا ♭♭: این علامت با قرارگرفتن در سمت چپ نت، فرکانس صدای نت را بمتر میکند. میزان تغییر این فرکانس یک پرده است.
علامت بکار یا ♮: چنانچه علامت بکار در سمت چپ نت باشد، نشانه تغییردهنده فرکانس صدا را خنثیسازی میکند و صدای هر نت، به حالت اولیه خود بازمیگردد.
کشش نت موسیقی
فرض کنید که در حال گوشدادن به قطعهای از موسیقی هستند. مثلاً هنگامیکه نوازندگان پیانو یا کیبورد، برای پخش شدن صدای هر نت، انگشت خود را مدتی روی کلاویهها نگه میدارند، یا زمانی که نوازنده ویولن صدای یک نت را چند ثانیه پخش میکند، این عمل را کشش نت موسیقی مینامند. در این کشش، صدای نت بهصورت متوالی پخش میشود. هر یک از نتها بر اساس تئوریهای موسیقی، کشش ثابتی برای خود دارند. این کششهای ثابت به چند قسمت تقسیم میشوند. این تقسیمبندیها شامل نت گرد، سفید، نت دولا چنگ و نت سهلا چنگ است.
میزان در موسیقی به چه معناست؟
میزانها در حقیقت مانند جملههای مجزایی هستند که یک پاراگراف یا متن را تشکیل میدهند. در تئوری موسیقی، میزانها باعث تشکیل قطعه یا ملودی میشوند. در هریک از میزانهای موسیقی فعل و انفعالاتی صورت میگیرد که در نهایت، ملودی را میسازد. بر روی خطوط افقی حامل، خطوط عمودی قرار میگیرد که این خطوط، مرز بین هر دو میزان را مشخص میکند. میزانها انواع مختلفی دارند که رایجترین آن، میزان دوتایی، سهتایی و ترکیبی نام دارد. در پایان یک قطعه موسیقی، در پایان میزان آخر، دو خط عمودی در کنار هم رسم میشود که به آن دولا خط پایان میگویند. دولا خط پایان نشاندهنده تمام شدن قطعه موسیقی یا ملودی است.
آموزش نت موسیقی
نتیجهگیری
برای یادگیری نت موسیقی و نواختن صحیح آن، هیچگاه نباید عجله کرد. نکته مهم در ارتباط با نواختن هر ساز، اجرای درست ریتم و ملودی است. چنانچه در یادگیری عجله داشته باشید و تمرکز را فراموش کنید، هر بار قطعه را اشتباه مینوازید و بهتدریج از نواختن زده میشوید. سعی کنید با تمرین متوالی هر قطعه، نواختن صحیح هر نت را یاد بگیرید و مهارت خود را افزایش دهید.
هر هنرجو پیش از آغاز یادگیری نواختن ساز، باید ابتدا نتخوانی را بیاموزد. در یادگیری موسیقی، به الفبای موسیقی، نت گفته میشود.
نت موسیقی، شامل صدا یا فرکانس ثابت هر نت و نماد آن نت است. ترکیبی از صوت و صداست. این صوتها که نت نامیده میشوند، قطعههای زیبای را تشکیل میدهند. در این مقاله قصد داریم مطالبی مفید در ارتباط با نت موسیقی و انواع مختلف آن بیان کنیم.
قدم اول، آشنایی با مفهوم نت موسیقی
کوچکترین واحدی که ملودی را میسازد، نت یا نوت است. هنگام شنیدن یک قطعه زیبای موسیقی، در حقیقت داریم به ترکیب نتهای مختلف گوش میسپاریم. بسیاری از افراد، نت را به الفبای موسیقی شبیه میدانند، اما نت بیشتر به اعداد شباهت دارد.
میان اعداد مختلف حقیقی، اعداد اعشاری قرار میگیرد، درست مانند نتها که در میان آنها نیز علائمی قرار دارد. به این علائم، کرون، دیز و بمل گفته میشود. این نتهای فرعی، نتهای اصلی را به اندازه نیم تا ربع پرده زیروبم میکنند.
درحالیکه بین حروف الفبا، چیز دیگری قرار نمیگیرد. همان گونه که پیشتر نیز اشاره شد، نت موسیقی دو معنی دارد؛ یکی از معانی آن، صدایی با فرکانس ثابت است که به آن نت میگویند. معنی دیگر نت، علامت نوشتاری این صداهاست.
انواع نت های موسیقی
نتهای اصلی موسیقی کداماند؟
نت موسیقی در ایران، مانند فرانسه و ایتالیا نامگذاری میشود؛ بنابراین نتها به این صورت خوانده میشود: دو (do)، ر(re)، می (mi)، فا (fa)، سل (sol)، لا (la)، سی (si). خطوطی که نتها را روی آن مینویسند، خطوط حامل نام دارند.
خطوط حامل از 5 خط افقی تشکیل شده است که نحوه شمارش آنها به صورت از بالا به پایین است. برای مثال، نتی که پایینتر از نت دیگر قرار میگیرد، به مراتب صدایی بمتر دارد. البته نتها تنها روی این خطوط قرار نمیگیرند، بعضی از آنها ممکن است بالای خطوط حامل یا زیر آن قرار بگیرند.
علامت گرد مانندی که در هر یک از نتها قرار دارد، سر نت نامیده میشود. سر نت، نحوه قرارگرفتن آن بر روی خطوط حامل را مشخص میکند. خط عمودی که در ادامه سر نت کشیده میشود، دسته نت نام دارد. باتوجهبه مکان سر نت، دسته ممکن است روبهبالا یا پایین رسم شود.
خط کوچک دیگری که در امتداد نت رسم میشود را پرچم نت میگویند. چنانچه یک پرچم به دسته وصل باشد، آن نت چنگ است. دو پرچم، نت دولا چنگ، پرچم سوم نت سهلا چنگ و به همین ترتیب پرچم چهارم نت چهارلاچنگ را تشکیل میسازد.
نت موسیقی نیز مانند هر لغت دیگر، معنی و مفهوم خاص خود را دارد. پشت هر یک از این نتها، یک داستان و روایت خاص است. نت اول موسیقی که دو (C) نام دارد،
از واژه دومینس مشتق شده است. این واژه به معنای هفت شهر عشق است. دومینس در حقیقت به برکت وجود خداوند در بشر اشاره دارد. نت دوم یا ر (D)، برگرفته از لغت رجاینا است.
این واژه، ملکه معنا میشود. دیگر معانی آن شامل خلیفه و ماه نیز است. نت سوم موسیقی می (E) نام دارد. این نت از واژه مایکروکازم یعنی جهانی آراسته گرفته شده است.
نت فا (F) از واژه فیتس یعنی سرنوشت، نت سل (G) از واژه تیپاسول به معنای روشنایی و خورشید، نت لا (A) از لغت کویلا یعنی کهکشان راه شیری و نت آخر سی (B) از کلمه ساسی دیوال یعنی کل کهکشانها، گرفته شده است.
علائمی که صدای نت را تغییر میدهند
در هنگام نوشتن نت ، بعضی از علائم در سمت چپ هر نت، نوشته میشوند و در واقع فرکانس صدای نت را تغییر میدهند. این علائم را دیز، بمل، بکار و مشتقات آن مینامند. این علائم، زیروبم هر نت را دستخوش تغییر میکنند.
علامت دیز یا ♯: این علامت چنانچه در سمت چپ هر نت قرار بگیرد، صدای نت را در حد نیمپرده زیرتر میکند.
علامت بمل یا ♭: با قرارگرفتن در سمت چپ نت، صدای نت را بمتر میکند. این تغییر صدا در حد نیمپرده اتفاق میافتد.
علامت دوبل دیز یا X: هر زمان که این علامت در سمت چپ نت بیاید، فرکانس صدای آن نت حدود یک پرده زیرتر میشود.
علامت دوبل بمل یا ♭♭: این علامت با قرارگرفتن در سمت چپ نت، فرکانس صدای نت را بمتر میکند. میزان تغییر این فرکانس یک پرده است.
علامت بکار یا ♮: چنانچه علامت بکار در سمت چپ نت باشد، نشانه تغییردهنده فرکانس صدا را خنثیسازی میکند و صدای هر نت، به حالت اولیه خود بازمیگردد.
کشش نت موسیقی
فرض کنید که در حال گوشدادن به قطعهای از موسیقی هستند. مثلاً هنگامیکه نوازندگان پیانو یا کیبورد، برای پخش شدن صدای هر نت، انگشت خود را مدتی روی کلاویهها نگه میدارند، یا زمانی که نوازنده ویولن صدای یک نت را چند ثانیه پخش میکند،
این عمل را کشش نت مینامند. در این کشش، صدای نت بهصورت متوالی پخش میشود. هر یک از نتها بر اساس تئوریهای موسیقی، کشش ثابتی برای خود دارند. این کششهای ثابت به چند قسمت تقسیم میشوند. این تقسیمبندیها شامل نت گرد، سفید، نت دولا چنگ و نت سهلا چنگ است.
میزان در موسیقی به چه معناست؟
میزانها در حقیقت مانند جملههای مجزایی هستند که یک پاراگراف یا متن را تشکیل میدهند. در تئوری موسیقی، میزانها باعث تشکیل قطعه یا ملودی میشوند. در هریک از میزانهای موسیقی فعل و انفعالاتی صورت میگیرد که در نهایت، ملودی را میسازد.
بر روی خطوط افقی حامل، خطوط عمودی قرار میگیرد که این خطوط، مرز بین هر دو میزان را مشخص میکند. میزانها انواع مختلفی دارند که رایجترین آن، میزان دوتایی، سهتایی و ترکیبی نام دارد. در پایان یک قطعه موسیقی،
در پایان میزان آخر، دو خط عمودی در کنار هم رسم میشود که به آن دولا خط پایان میگویند. دولا خط پایان نشاندهنده تمام شدن قطعه موسیقی یا ملودی است.
آموزش نت موسیقی
نتیجهگیری
برای یادگیری نت موسیقی و نواختن صحیح آن، هیچگاه نباید عجله کرد. نکته مهم در ارتباط با نواختن هر ساز، اجرای درست ریتم و ملودی است.
چنانچه در یادگیری عجله داشته باشید و تمرکز را فراموش کنید، هر بار قطعه را اشتباه مینوازید و بهتدریج از نواختن زده میشوید. سعی کنید با تمرین متوالی هر قطعه، نواختن صحیح هر نت را یاد بگیرید و مهارت خود را افزایش دهید.
در این بخش قصد داریم تا به بررسی نحوه نتخوانی در تئوری موسیقی بپردازیم. در این قسمت با مفاهیم اولیه در تئوری موسیقی از جمله الفبای موسیقی، شکل نتها، خطوط حامل، «زیر و بمی» (Pitch)، «میزان» (Time)، ریتم و … آشنا خواهیم شد.
الفبای تئوری موسیقی
نتها را میتوان به عنوان سنگ بنای تئوری موسیقی و در حقیقت، الفبای موسیقی دانست. در تصویر زیر که نمایشی از کلیدهای پیانو است، نتهای موسیقی و محل قرارگیری آنها بر روی کلیدهای پیانو را مشاهده میکنید.
البته در این تصویر، نتها با حروف لاتین نمایش داده شدهاند و این درحالیست که همواره نتهای موسیقی را با نامهای «دو»، «رِ»، «می»، «فا»، «سل»، «لا» و «سی» شناختهایم. در ادامه به توضیح نام نتها نیز خواهیم پرداخت.
نمایش نتهای موسیقی بر روی کلیدهای پیانو
زیر و بمی
به هنگام بررسی زیر و بمی در تئوری موسیقی باید با مفاهیمی همچون «خطوط حامل» (Staff)، «کلید» (Clef)، نتهای دیز و بمل، سرکلید و … آشنا باشیم که این موارد را در ادامه متن، مورد بررسی قرار میدهیم.
خطوط حامل
نتهای موسیقی به طور معمول بر روی پنج خط موسوم به خطوط حامل یا بین آنها قرار میگیرند. البته، نتهای پایین (بم) و نتهای بالا (زیر) که در این پنج خط قرار نمیگیرند را از طریق «خطوط کمکی» (Ledger Lines) مشخص میکنند.
همچنین، هر قطعه موسیقی نیز به بخشهای مختلفی به نام «میزان» (Measures) تقسیمبندی میشود که این تقسیمبندی به کمک خطوط عمودی انجام میگیرد.
خطوط میزان شامل «میزان ساده» (Bar Line)، «دوبل» (Double Bar Line) و «پایان» (Heavy Double Bar Line) است که مورد آخر، در آغاز یا پایان تکرار یک قطعه مورد استفاده قرار میگیرد.
نمایش خطوط حامل و سایر علامتها بر روی آن
مهمترین نمادها در یک قطعه موسیقی از جمله «کلید» (Clef)، «سرکلید» (Key Signature) و «کسر میزان» (Time Signature)، در ابتدای خطوط حامل قرار میگیرند.
نمادهای متفاوتی در بالا و پایین خطوط حامل وجود دارند که از آنجمله میتوان به نتها و سکوتها اشاره کرد. در تعریفی ساده، نتها بیانگر صدا و سکوتها بیانگر عدم نواختن نت در آن قطعه هستند.
علاوه بر این، نمادهایی در بالا و پایین خطوط حامل دیده میشوند که سرعت (تمپو) و میزان بلندی (دینامیک) قطعه را برای شما بیان میکنند.
نتهای روی خطوط حامل را از چپ به راست و از بالا به پایین میخوانیم. اگر به یک دفتر نت یا به یک قطعه موسیقی نگاه کرده باشید، میبینید که هر قطعه شامل چندین دسته از خطوط حامل است که ترتیب آنها همانطور که گفته شد از بالا به پایین است.
اگر قرار باشد که یک شخص، به طور همزمان، چند دسته (خط) مختلف را بنوازد – به طور مثال، دست راست و چپ پیانو – این دستهها به کمک آکولاد به یکدیگر متصل میشوند یا اینکه میزانهای قطعه را به کمک یک خط عمودی به هم متصل میکنند. این موارد را در تصویر زیر مشاهده میکنید.
کلید سل و کلید فا
اولین نمادی که در ابتدای هر قطعه موسیقی مشاهده میشود، «کلید» (Clef) است. دانستن کلید در تئوری موسیقی از آن جهت مهم است زیرا نوع کلید تعیین میکند که چه نتی بر روی خطوط حامل یا بین آنها قرار دارد.
به طور مثال، «کلید سل» (Treble Clef) به ما میگوید که خط دوم از پایین در خطوط حامل، نت سل است. با دانستن کلید، میتوانیم به چینش نتها بر روی خطوط حامل بپردازیم. همانطور که پیشتر هم گفته شد، نتها یا بر روی خطوط حامل یا بین آنها قرار میگیرند.
نتها
قبل از آنکه بخواهیم به ادامه متن بپردازیم باید تعریف مختصری از نتها در تئوری موسیقی ارائه کنیم. نتهای موسیقی یعنی نمادهایی که نشاندهنده یک صدا در قطعه موسیقی هستند، نامهای مختلفی را اختیار میکنند. به هنگام بررسی تئوری موسیقی در روش سنتی، این الفبای موسیقی بر اساس نامگذاری سلفژ و به شکل زیر خوانده میشوند:
این نحوه نتخوانی در کشورهای مختلفی از جمله ایران، ایتالیا، فرانسه، پرتغال، اسپانیا، ترکیه روسیه و … کاربرد دارد. در کشورهای انگلیسی زبان اما برای خوانش نتها از هفت حرف ابتدای الفبای لاتین کمک میگیرند، بنابراین، نتها به صورت زیر نامگذاری میشوند:
A, B, C, D, E, F, G
اگر بخواهیم این دو روش نامگذاری را با یکدیگر معادلسازی کنیم باید بگوییم که نت لا معادل با حرف لاتین A خواهد بود و به همین ترتیب میتوان سایر نتها را معادلسازی کرد. به طور مثال، کلید سل به نام کلید G نیز شناخته میشود.
در نتیجه در ادامه متن، با وجود اینکه از حروف لاتین استفاده کردهایم، اما برای پوشش سایر نامگذاریها نیز سعی میکنیم نحوه خوانش فرانسوی را در متن لحاظ کنیم. در تصویر زیر، خطوط حامل به همراه کلید سل و نتهای آن را مشاهده میکنید.
کلید فا
کلید فا که آن را با نام کلید باس نیز میشناسند، بیان میکند نتی که روی خط دوم از بالا بر روی خطوط حامل قرار میگیرد، نت فا (F) است.
کلید دو
بیشتر قطعات موسیقی، امروزه در کلیدهای سل و فا نوشته میشوند اما برخی قطعات نیز هستند که در کلید دو (C) قرار دارند. کلید دو، کلیدی متحرک است به گونهای که میتواند در محلهای سوپرانو، متسو سوپرانو، آلتو، تنور و باریتون قرار بگیرد. کلید دو در هر خطی که قرار بگیرد، آن نت، نت «دو میانی» (Middle C) خواهد بود که در بحث اکتاوها کاربرد دارد.
تمامی نتها بر روی این خطوط حامل، نت دو میانی هستند.
سرکلید
«سرکلید» (Key Signature) دقیقا بعد از علامت کلید بر روی خطوط حامل ظاهر میشود. سرکلید میتواند شامل نمادهای «دیز» (Sharp) یا «بِمُل» (Flat) باشد. سرکلید در تئوری موسیقی بیان میکند که کدام نتها باید به صورت دیز یا بمل یعنی به ترتیب نیمپرده زیرتر یا بمتر نواخته شوند.
زمانی که در سرکلید، نت دیز یا بمل داشته باشیم، تمامی نتهای آن خط و نتهای اکتاو باید به صورت دیز یا بمل نواخته شوند. به طور مثال در تصویر زیر (سمت چپ)، در سرکلید، نتها میبمل و سیبمل هستند و در نتیجه، تمامی نتهای این قطعه تا زمانی که سرکلید عوض نشده باشد باید به صورت بمل نواخته شوند.
البته تحت این شرایط، در صورتیکه نیاز داشته باشیم نتی در حالت اصلی خود نواخته شود میتوان از نماد «بِکار» (Natural) بهره گرفت.
ترتیب دیز و بمل در سرکلید
دیز و بمل در سرکلید همواره با ترتیبی یکسان ظاهر میشوند. این نوع از ترتیب، با ترتیب گامهای موسیقی یکسان است. به طور مثال، در گامهای سلماژور یا میمینور، تنها یک نت آن هم نت فا به صورت دیز نواخته میشود.
در نتیجه، اگر قطعه ما تنها یک دیز – بر اساس گام قطعه – داشته باشد، آن نت همواره نت فا خواهد بود و در ترتیب سرکلید، به عنوان اولین نت قرار میگیرد. ترتیب دیزها در سر کلید به صورت زیر است:
فا دیز، دو دیز، سل دیز، رِ دیز، لا دیز، می دیز، سی دیز
ترتیب بملها، عکس ترتیب دیزها و به صورت زیر است:
سیبمل، میبمل، لا بمل، رِ بمل، سل بمل، دو بمل، فا بمل
تعیین گام موسیقی از روی سرکلید
اگر نمیدانید یک قطعه موسیقی در چه گامی نواخته میشود میتوانید از سرکلید کمک بگیرید. فرض کنید که در یک گام ماژور قرار دارید. اگر سرکلید شامل دیز باشد، گام قطعه نیمپرده زیرتر (بالاتر) از آخرین نت دیز در سرکلید خواهد بود. اگر سرکلید شامل بمل باشد، دومین بمل از سمت راست، گام قطعه خواهد بود.
گامهای ماژوری که از این قوانین پیروی نمیکنند، گام «دو ماژور» (C Major) بدون هیچ نت دیز و بمل و گام «فا ماژور» (F Major) با یک نت بمل هستند. حفظ کردن این دو گام نیز کار بسیار سادهای خواهد بود.
در صورتی که موسیقی در گام مینور نوشته شده باشد، میتوان از مینور و ماژور نسبی استفاده کرد. گاهی اوقات تنها با گوش کردن قطعه موسیقی میتوان مینور و ماژور بودن آنرا تشخیص داد. در غیر اینصورت، راه جایگزین این است که به آکورد آخر نگاه کنیم. این آکورد – و به طور معمول نت آخر ملودی – بیانگر مینور یا ماژور بودن قطعه هستند.
برای آشنایی با آکوردهای گیتار میتوانید مطلب زیر را مطالعه کنید.
با توجه به تصویر زیر، سرکلیدها را بنویسید و به کمک آنها، گام قطعه را تعیین کنید.
پاسخ
نتهای آنارمونیک (مترادف)
در بررسی تئوری موسیقی و نتها، هر نت میتواند به صورت «دیز» (Sharp)، «بمل» (Flat) یا «بکار» (Natural) باشد. دیز و بمل به ترتیب سبب میشوند تا یک نت را زیرتر و بمتر اجرا کنیم.
به هنگام نوشتن گامهای موسیقی، بمنظور اینکه نوع نوشتار راحتتری داشته باشیم، از علائم «دوبل دیز» (Double Sharp) و «دوبل بمل» (Double Flat) کمک میگیریم. یک دوبل دیز در واقع شامل دو نیمپرده (یک پرده) زیر تر از نت مورد نظر است و به همین ترتیب، یک دوبل بمل، دو نیمپرده (یک پرده) بمتر اجرا میشود.
نمایش دوبل بمل و دوبل دیز بر روی خطوط حامل
گامها و فواصل آنارمونیک
گامها و کلیدها نیز میتوانند به صورت آنارمونیک باشند. به طور مثال در گام ماژور، همواره یک الگوی ثابت از نیمپرده و پرده داریم. بنابراین، اینکه شما یک گام را در میبمل ماژور یا رِ دیز آغاز کنید، از همان الگو استفاده میکنید و کلیدهای پیانو هم به همان صورت خواهند بود.
اما توجه داشته باشید که نتهای دو گام مختلف، نامهای متفاوتی دارند. حتی زمانی که این نتها نوشته میشوند هم ظاهر متفاوتی خواهند داشت و برای یک موسیقیدان نیز معنای متفاوتی دارد. به طور مثال، بسیاری از نوازندهها ترجیح میدهند که در گام میبمل ماژور بنوازند تا در گام ر دیز. در برخی موارد جزئی، حتی با وجود اینکه این دو گام از نگاه تئوری موسیقی یکسان هستند، اما ممکن است صدای متفاوتی داشته باشند.
آکوردها و فواصل آنارمونیک
«آکوردها» (Chords) و «فاصلهها» (Intervals) نیز میتوانند به صورت آنارمونیک باشند. نوع نامگذاری آکوردها نیز در بررسی کلیدها و گامهای موسیقی اهمیت بسیاری دارد. یک آکورد دو ماژور، نسبت به آکورد رِ بمل ماژور، در گام «رِ» (D) معنای متفاوتی خواهد داشت.
میزان و ریتم در تئوری موسیقی
در این بخش به بررسی نتها و میزان در موسیقی خواهیم پرداخت. از جمله مباحث مطرح شده در این بخش، زمان هر نت، نتهای نقطهدار، تمپو، سنکپ، تکرار و … خواهد بود.
ریتم چیست ؟
ریتم یکی از اساسیترین مباحث در تئوری موسیقی به شمار میآید. برای خلق هارمونیها و ملودیهای مناسب باید فهمی درستی از ریتم موسیقی داشت. البته این مبحث ممکن است در ابتدای امر قدری پیچیده باشد که سعی میکنیم با زبانی ساده، به توضیح مفاهیم آن بپردازیم. در یک تعریف ساده، ریتم را به شکل راهی ساده در تقسیمبندی قطعه موسیقی به ضربها تعریف میکنند. این ضربها و تکرار آنها در فواصل زمانی مشخصی در یک میزان به کمک تمپو (سرعت) مشخص میشود. در حقیقت، ریتم سبب ارتباط بین نوازندگان یک قطعه با یکدیگر خواهد شد.
شکل یک نت
یک آوا یا صدای موسیقی را به کمک یک نت نمایش میدهند. یک نت، اطلاعات مهمی را از جمله میزان زیر و بمی و همچنین مدت زمان اجرای آن در اختیار ما قرار میدهد. برای اینکه به زیر و بمی یک نت دست پیدا کنیم، به کلید و سرکلید و در ادامه، به محل آن در خطوط حامل نگاه میکنیم. هر قدر یک نت، در محل بالاتری از خطوط حامل قرار بگیرد، نت زیرتری (بالاتری) خواهیم داشت. برای اینکه به مدت زمان اجرای یک نت دسترسی پیدا کنیم، باید به «تمپو» (Tempo) و «کسر میزان» (Time Signature) توجه داشته باشیم. در تصویر زیر، بخشهای مختلف یک نت را مشاهده میکنید.
تمامی بخشهای یک نت بر میزان حضور یا اجرا در قطعه موثر هستند. زیر و بمی یک نت به محل حضور سرِ نت بر روی خطوط حامل بستگی دارد. در صورتی که یک نت، بدون سر نوشته شود، به این معنی است که زیر و بمی مشخصی ندارد بلکه نمایانگر نوع مشخصی از ریتم خواهد بود. اینگونه نتنویسی در ضربات درامز یا دست کاربرد دارد. علاوه بر این، به جای نوشتن تمامی نتهای یک آکورد میتوان از این روش نیز استفاده کرد.
انواع نت ها در موسیقی و مدت زمان اجرای آنها
در تصویر زیر، انواع مختلف نت نشان داده شده است. سادهترین نت، بدون پرچم یا میله،«نت گرد» (Whole Note) است. نتهای دیگر به صورت «نت سفید» (Half Note)، «نت سیاه» (Quarter Note)، «نت چنگ» (Eighth Note)، «نت دولا چنگ» (Sixteenth Note) نامگذاری میشوند. برای درک بهتر نتها باید مفاهیمی همچون کسر میزان و ضرب (ضرب پا) را بیان کنیم. نت گرد بیانگر طولانیترین زمان نواختن یک نت است که میتوان آنرا به نتهای مختلف بالا تقسیم کرد.
همانطور که در تصویر بالا مشاهده میکنید. برای درک بهتر نتها باید با مفهوم ضرب یا ضرب پا نیز آشنا باشید. تا پایان این مطلب، تمامی این مفاهیم را فرا میگیرید.
نت نقطه دار
یک نت نقطهدار، نتی است که فاصله زمانی نتهای بالا را افزایش میدهد. برای درک بهتر این موضوع کافی است تا به تصویر زیر نگاه کنید.
نتهای نقطهدار و معادل آنها
کسر میزان و میزان
در تئوری موسیقی غربی، کسر میزان، نحوه سنجش ضربات در هر میزان را بیان و تمپو نیز سرعت این ضربات را بیان میکند. کسر میزان همانطور که از نام آن پیدا است، به شکل یک عدد کسری ذکر میشود که صورت و مخرج آن به ترتیب بیانگر تعداد نتها (یا معادل آنها) در هر میزان و نحوه شمارش هر نت (گرد، سفید، سیاه و …) است. معمولترین کسر میزان یعنی 4/4 را در نظر بگیرید.
عدد 4 در صورت بیانگر این است که در هر میزان، ۴ ضرب (پالس) داریم. عدد ۴ در مخرج بیان میکند که این پالسها بر اساس نتهای سیاه شمارش میشوند. به عبارت دیگر، زمانی که یک میزان با کسر میزان 4/4 داشته باشیم یعنی در هر میزان، معادل ۴ نت سیاه خواهیم داشت. به همین صورت، در کسر میزان 6/8، معادل ۶ نت چنگ در هر میزان و در کسر میزان ۳/۴، معادل ۳ نت سیاه داریم.
ضرب قوی و ضرب ضعیف
حال که با مفهوم کسرهای میزان آشنا شدید بهتر است به بررسی ریتم در یک میزان بپردازیم. در هر میزان، ضربهای قوی و ضعیف داریم که این ضربها به شناخت میزان و شنیدن بهتر ریتم کمک میکنند. اگر یک کسر میزان ۴/۴ را در نظر بگیریم، ضربهای اول و سوم، قوی و ضربهای دوم و چهارم، ضعیف هستند.
در یک میزان ۳/۴، ضرب اول، قوی و ضربهای دوم و سوم ضعیف هستند.
بیان دیگری از میزان
میزان در موسیقی که گاهی اوقات با نام «متر» (Meter) نیز شناخته میشود، به آرایش ریتم در الگوهای تکراری ضربهای قوی و ضعیف میگویند. این امر بدان معنی نیست که ریتمها خود به صورت تکراری هستند بلکه تاکیدی بر تکراری بودن الگوی پالسها دارند. این پالسها و ضربها هستند که باعث میشوند شما به هنگام گوش دادن به یک قطعه موسیقی، شروع به دست زدن کنید یا با پا بر روی زمین بکوبید.
برخی از قطعات موسیقی، فاقد متر هستند. بعضی از سرودهای باستانی و موسیقیهای قرن دوازدهم و غیرغربی یا فلوتهای سرخپوستی ممکن است الگوهای ضربی مشخص یا قوی نداشته باشند. در مقابل، موسیقیهای آفریقایی در برخی موارد ضربهای بسیار پیچیدهای دارند که در ابتدا، مشخص کردن و شمارش آنها بسیار دشوار است.
دسته بندی میزان
میزانها را در موسیقی میتوان با شمردن تعداد ضربهای قوی و ضعیف دستهبندی کرد. به طور مثال، اگر ضربها به صورت قوی-ضعیف-قوی-ضعیف باشند به نام «میزان دوضربی» (Duple Meter) شناخته میشود. همچنین، ضربهای قوی-ضعیف-ضعیف-قوی-ضعیف-ضعیف، «میزان سهضربی» (Triple Metre) و ضربهای قوی-ضعیف-ضعیف-ضعیف، «میزان چهارضربی» (Quadruple Meter) نام دارند. میزانها را همچنین میتوان در انواع ساده و ترکیبی هم تقسیم کرد.
در یک میزان ساده، هر ضرب به دو بخش تقسیم میشود اما در میزان ترکیبی، هر ضرب را به سه قسمت تقسیم میکنیم. «تقسیمات قرضی» (Borrowed Division) یا تقسیمات وابسته، زمانی اتفاق میافتند که میزان یک قطعه با ضربی تداخل پیدا میکند که گویی از میزان دیگری قرض گرفته شده است.
در این بخش قصد داریم تا به بررسی نحوه نتخوانی در تئوری موسیقی بپردازیم. در این قسمت با مفاهیم اولیه در تئوری موسیقی از جمله الفبای موسیقی، شکل نتها، خطوط حامل، «زیر و بمی» (Pitch)، «میزان» (Time)، ریتم و … آشنا خواهیم شد.
الفبای تئوری موسیقی
نتها را میتوان به عنوان سنگ بنای تئوری موسیقی و در حقیقت، الفبای موسیقی دانست. در تصویر زیر که نمایشی از کلیدهای پیانو است، نتهای موسیقی و محل قرارگیری آنها بر روی کلیدهای پیانو را مشاهده میکنید. البته در این تصویر، نتها با حروف لاتین نمایش داده شدهاند و این درحالیست که همواره نتهای موسیقی را با نامهای «دو»، «رِ»، «می»، «فا»، «سل»، «لا» و «سی» شناختهایم. در ادامه به توضیح نام نتها نیز خواهیم پرداخت.
نمایش نتهای موسیقی بر روی کلیدهای پیانو
زیر و بمی
به هنگام بررسی زیر و بمی در تئوری موسیقی باید با مفاهیمی همچون «خطوط حامل» (Staff)، «کلید» (Clef)، نتهای دیز و بمل، سرکلید و … آشنا باشیم که این موارد را در ادامه متن، مورد بررسی قرار میدهیم.
خطوط حامل
نتهای موسیقی به طور معمول بر روی پنج خط موسوم به خطوط حامل یا بین آنها قرار میگیرند. البته، نتهای پایین (بم) و نتهای بالا (زیر) که در این پنج خط قرار نمیگیرند را از طریق «خطوط کمکی» (Ledger Lines) مشخص میکنند. همچنین، هر قطعه موسیقی نیز به بخشهای مختلفی به نام «میزان» (Measures) تقسیمبندی میشود که این تقسیمبندی به کمک خطوط عمودی انجام میگیرد. خطوط میزان شامل «میزان ساده» (Bar Line)، «دوبل» (Double Bar Line) و «پایان» (Heavy Double Bar Line) است که مورد آخر، در آغاز یا پایان تکرار یک قطعه مورد استفاده قرار میگیرد.
نمایش خطوط حامل و سایر علامتها بر روی آن
مهمترین نمادها در یک قطعه موسیقی از جمله «کلید» (Clef)، «سرکلید» (Key Signature) و «کسر میزان» (Time Signature)، در ابتدای خطوط حامل قرار میگیرند. نمادهای متفاوتی در بالا و پایین خطوط حامل وجود دارند که از آنجمله میتوان به نتها و سکوتها اشاره کرد. در تعریفی ساده، نتها بیانگر صدا و سکوتها بیانگر عدم نواختن نت در آن قطعه هستند.
علاوه بر این، نمادهایی در بالا و پایین خطوط حامل دیده میشوند که سرعت (تمپو) و میزان بلندی (دینامیک) قطعه را برای شما بیان میکنند.
نتهای روی خطوط حامل را از چپ به راست و از بالا به پایین میخوانیم. اگر به یک دفتر نت یا به یک قطعه موسیقی نگاه کرده باشید، میبینید که هر قطعه شامل چندین دسته از خطوط حامل است که ترتیب آنها همانطور که گفته شد از بالا به پایین است. اگر قرار باشد که یک شخص، به طور همزمان، چند دسته (خط) مختلف را بنوازد – به طور مثال، دست راست و چپ پیانو – این دستهها به کمک آکولاد به یکدیگر متصل میشوند یا اینکه میزانهای قطعه را به کمک یک خط عمودی به هم متصل میکنند. این موارد را در تصویر زیر مشاهده میکنید.
کلید سل و کلید فا
اولین نمادی که در ابتدای هر قطعه موسیقی مشاهده میشود، «کلید» (Clef) است. دانستن کلید در تئوری موسیقی از آن جهت مهم است زیرا نوع کلید تعیین میکند که چه نتی بر روی خطوط حامل یا بین آنها قرار دارد. به طور مثال، «کلید سل» (Treble Clef) به ما میگوید که خط دوم از پایین در خطوط حامل، نت سل است. با دانستن کلید، میتوانیم به چینش نتها بر روی خطوط حامل بپردازیم. همانطور که پیشتر هم گفته شد، نتها یا بر روی خطوط حامل یا بین آنها قرار میگیرند.
نتها
قبل از آنکه بخواهیم به ادامه متن بپردازیم باید تعریف مختصری از نتها در تئوری موسیقی ارائه کنیم. نتهای موسیقی یعنی نمادهایی که نشاندهنده یک صدا در قطعه موسیقی هستند، نامهای مختلفی را اختیار میکنند. به هنگام بررسی تئوری موسیقی در روش سنتی، این الفبای موسیقی بر اساس نامگذاری سلفژ و به شکل زیر خوانده میشوند:
این نحوه نتخوانی در کشورهای مختلفی از جمله ایران، ایتالیا، فرانسه، پرتغال، اسپانیا، ترکیه روسیه و … کاربرد دارد. در کشورهای انگلیسی زبان اما برای خوانش نتها از هفت حرف ابتدای الفبای لاتین کمک میگیرند، بنابراین، نتها به صورت زیر نامگذاری میشوند:
A, B, C, D, E, F, G
اگر بخواهیم این دو روش نامگذاری را با یکدیگر معادلسازی کنیم باید بگوییم که نت لا معادل با حرف لاتین A خواهد بود و به همین ترتیب میتوان سایر نتها را معادلسازی کرد. به طور مثال، کلید سل به نام کلید G نیز شناخته میشود. در نتیجه در ادامه متن، با وجود اینکه از حروف لاتین استفاده کردهایم، اما برای پوشش سایر نامگذاریها نیز سعی میکنیم نحوه خوانش فرانسوی را در متن لحاظ کنیم. در تصویر زیر، خطوط حامل به همراه کلید سل و نتهای آن را مشاهده میکنید.
کلید فا
کلید فا که آن را با نام کلید باس نیز میشناسند، بیان میکند نتی که روی خط دوم از بالا بر روی خطوط حامل قرار میگیرد، نت فا (F) است.
کلید دو
بیشتر قطعات موسیقی، امروزه در کلیدهای سل و فا نوشته میشوند اما برخی قطعات نیز هستند که در کلید دو (C) قرار دارند. کلید دو، کلیدی متحرک است به گونهای که میتواند در محلهای سوپرانو، متسو سوپرانو، آلتو، تنور و باریتون قرار بگیرد. کلید دو در هر خطی که قرار بگیرد، آن نت، نت «دو میانی» (Middle C) خواهد بود که در بحث اکتاوها کاربرد دارد.
تمامی نتها بر روی این خطوط حامل، نت دو میانی هستند.
سرکلید
«سرکلید» (Key Signature) دقیقا بعد از علامت کلید بر روی خطوط حامل ظاهر میشود. سرکلید میتواند شامل نمادهای «دیز» (Sharp) یا «بِمُل» (Flat) باشد. سرکلید در تئوری موسیقی بیان میکند که کدام نتها باید به صورت دیز یا بمل یعنی به ترتیب نیمپرده زیرتر یا بمتر نواخته شوند.
زمانی که در سرکلید، نت دیز یا بمل داشته باشیم، تمامی نتهای آن خط و نتهای اکتاو باید به صورت دیز یا بمل نواخته شوند. به طور مثال در تصویر زیر (سمت چپ)، در سرکلید، نتها میبمل و سیبمل هستند و در نتیجه، تمامی نتهای این قطعه تا زمانی که سرکلید عوض نشده باشد باید به صورت بمل نواخته شوند. البته تحت این شرایط، در صورتیکه نیاز داشته باشیم نتی در حالت اصلی خود نواخته شود میتوان از نماد «بِکار» (Natural) بهره گرفت.
ترتیب دیز و بمل در سرکلید
دیز و بمل در سرکلید همواره با ترتیبی یکسان ظاهر میشوند. این نوع از ترتیب، با ترتیب گامهای موسیقی یکسان است. به طور مثال، در گامهای سلماژور یا میمینور، تنها یک نت آن هم نت فا به صورت دیز نواخته میشود. در نتیجه، اگر قطعه ما تنها یک دیز – بر اساس گام قطعه – داشته باشد، آن نت همواره نت فا خواهد بود و در ترتیب سرکلید، به عنوان اولین نت قرار میگیرد. ترتیب دیزها در سر کلید به صورت زیر است:
فا دیز، دو دیز، سل دیز، رِ دیز، لا دیز، می دیز، سی دیز
ترتیب بملها، عکس ترتیب دیزها و به صورت زیر است:
سیبمل، میبمل، لا بمل، رِ بمل، سل بمل، دو بمل، فا بمل
تعیین گام موسیقی از روی سرکلید
اگر نمیدانید یک قطعه موسیقی در چه گامی نواخته میشود میتوانید از سرکلید کمک بگیرید. فرض کنید که در یک گام ماژور قرار دارید. اگر سرکلید شامل دیز باشد، گام قطعه نیمپرده زیرتر (بالاتر) از آخرین نت دیز در سرکلید خواهد بود. اگر سرکلید شامل بمل باشد، دومین بمل از سمت راست، گام قطعه خواهد بود.
گامهای ماژوری که از این قوانین پیروی نمیکنند، گام «دو ماژور» (C Major) بدون هیچ نت دیز و بمل و گام «فا ماژور» (F Major) با یک نت بمل هستند. حفظ کردن این دو گام نیز کار بسیار سادهای خواهد بود.
در صورتی که موسیقی در گام مینور نوشته شده باشد، میتوان از مینور و ماژور نسبی استفاده کرد. گاهی اوقات تنها با گوش کردن قطعه موسیقی میتوان مینور و ماژور بودن آنرا تشخیص داد. در غیر اینصورت، راه جایگزین این است که به آکورد آخر نگاه کنیم. این آکورد – و به طور معمول نت آخر ملودی – بیانگر مینور یا ماژور بودن قطعه هستند.
برای آشنایی با آکوردهای گیتار میتوانید مطلب زیر را مطالعه کنید.
با توجه به تصویر زیر، سرکلیدها را بنویسید و به کمک آنها، گام قطعه را تعیین کنید.
پاسخ
نتهای آنارمونیک (مترادف)
در بررسی تئوری موسیقی و نتها، هر نت میتواند به صورت «دیز» (Sharp)، «بمل» (Flat) یا «بکار» (Natural) باشد. دیز و بمل به ترتیب سبب میشوند تا یک نت را زیرتر و بمتر اجرا کنیم.
به هنگام نوشتن گامهای موسیقی، بمنظور اینکه نوع نوشتار راحتتری داشته باشیم، از علائم «دوبل دیز» (Double Sharp) و «دوبل بمل» (Double Flat) کمک میگیریم. یک دوبل دیز در واقع شامل دو نیمپرده (یک پرده) زیر تر از نت مورد نظر است و به همین ترتیب، یک دوبل بمل، دو نیمپرده (یک پرده) بمتر اجرا میشود.
نمایش دوبل بمل و دوبل دیز بر روی خطوط حامل
گامها و فواصل آنارمونیک
گامها و کلیدها نیز میتوانند به صورت آنارمونیک باشند. به طور مثال در گام ماژور، همواره یک الگوی ثابت از نیمپرده و پرده داریم. بنابراین، اینکه شما یک گام را در میبمل ماژور یا رِ دیز آغاز کنید، از همان الگو استفاده میکنید و کلیدهای پیانو هم به همان صورت خواهند بود.
اما توجه داشته باشید که نتهای دو گام مختلف، نامهای متفاوتی دارند. حتی زمانی که این نتها نوشته میشوند هم ظاهر متفاوتی خواهند داشت و برای یک موسیقیدان نیز معنای متفاوتی دارد. به طور مثال، بسیاری از نوازندهها ترجیح میدهند که در گام میبمل ماژور بنوازند تا در گام ر دیز. در برخی موارد جزئی، حتی با وجود اینکه این دو گام از نگاه تئوری موسیقی یکسان هستند، اما ممکن است صدای متفاوتی داشته باشند.
آکوردها و فواصل آنارمونیک
«آکوردها» (Chords) و «فاصلهها» (Intervals) نیز میتوانند به صورت آنارمونیک باشند. نوع نامگذاری آکوردها نیز در بررسی کلیدها و گامهای موسیقی اهمیت بسیاری دارد. یک آکورد دو ماژور، نسبت به آکورد رِ بمل ماژور، در گام «رِ» (D) معنای متفاوتی خواهد داشت.
میزان و ریتم در تئوری موسیقی
در این بخش به بررسی نتها و میزان در موسیقی خواهیم پرداخت. از جمله مباحث مطرح شده در این بخش، زمان هر نت، نتهای نقطهدار، تمپو، سنکپ، تکرار و … خواهد بود.
ریتم چیست ؟
ریتم یکی از اساسیترین مباحث در تئوری موسیقی به شمار میآید. برای خلق هارمونیها و ملودیهای مناسب باید فهمی درستی از ریتم موسیقی داشت. البته این مبحث ممکن است در ابتدای امر قدری پیچیده باشد که سعی میکنیم با زبانی ساده، به توضیح مفاهیم آن بپردازیم. در یک تعریف ساده، ریتم را به شکل راهی ساده در تقسیمبندی قطعه موسیقی به ضربها تعریف میکنند. این ضربها و تکرار آنها در فواصل زمانی مشخصی در یک میزان به کمک تمپو (سرعت) مشخص میشود. در حقیقت، ریتم سبب ارتباط بین نوازندگان یک قطعه با یکدیگر خواهد شد.
شکل یک نت
یک آوا یا صدای موسیقی را به کمک یک نت نمایش میدهند. یک نت، اطلاعات مهمی را از جمله میزان زیر و بمی و همچنین مدت زمان اجرای آن در اختیار ما قرار میدهد. برای اینکه به زیر و بمی یک نت دست پیدا کنیم، به کلید و سرکلید و در ادامه، به محل آن در خطوط حامل نگاه میکنیم. هر قدر یک نت، در محل بالاتری از خطوط حامل قرار بگیرد، نت زیرتری (بالاتری) خواهیم داشت. برای اینکه به مدت زمان اجرای یک نت دسترسی پیدا کنیم، باید به «تمپو» (Tempo) و «کسر میزان» (Time Signature) توجه داشته باشیم. در تصویر زیر، بخشهای مختلف یک نت را مشاهده میکنید.
تمامی بخشهای یک نت بر میزان حضور یا اجرا در قطعه موثر هستند. زیر و بمی یک نت به محل حضور سرِ نت بر روی خطوط حامل بستگی دارد. در صورتی که یک نت، بدون سر نوشته شود، به این معنی است که زیر و بمی مشخصی ندارد بلکه نمایانگر نوع مشخصی از ریتم خواهد بود. اینگونه نتنویسی در ضربات درامز یا دست کاربرد دارد. علاوه بر این، به جای نوشتن تمامی نتهای یک آکورد میتوان از این روش نیز استفاده کرد.
انواع نت ها در موسیقی و مدت زمان اجرای آنها
در تصویر زیر، انواع مختلف نت نشان داده شده است. سادهترین نت، بدون پرچم یا میله،«نت گرد» (Whole Note) است. نتهای دیگر به صورت «نت سفید» (Half Note)، «نت سیاه» (Quarter Note)، «نت چنگ» (Eighth Note)، «نت دولا چنگ» (Sixteenth Note) نامگذاری میشوند. برای درک بهتر نتها باید مفاهیمی همچون کسر میزان و ضرب (ضرب پا) را بیان کنیم. نت گرد بیانگر طولانیترین زمان نواختن یک نت است که میتوان آنرا به نتهای مختلف بالا تقسیم کرد.
همانطور که در تصویر بالا مشاهده میکنید. برای درک بهتر نتها باید با مفهوم ضرب یا ضرب پا نیز آشنا باشید. تا پایان این مطلب، تمامی این مفاهیم را فرا میگیرید.
نت نقطه دار
یک نت نقطهدار، نتی است که فاصله زمانی نتهای بالا را افزایش میدهد. برای درک بهتر این موضوع کافی است تا به تصویر زیر نگاه کنید.
نتهای نقطهدار و معادل آنها
کسر میزان و میزان
در تئوری موسیقی غربی، کسر میزان، نحوه سنجش ضربات در هر میزان را بیان و تمپو نیز سرعت این ضربات را بیان میکند. کسر میزان همانطور که از نام آن پیدا است، به شکل یک عدد کسری ذکر میشود که صورت و مخرج آن به ترتیب بیانگر تعداد نتها (یا معادل آنها) در هر میزان و نحوه شمارش هر نت (گرد، سفید، سیاه و …) است. معمولترین کسر میزان یعنی 4/4 را در نظر بگیرید.
عدد 4 در صورت بیانگر این است که در هر میزان، ۴ ضرب (پالس) داریم. عدد ۴ در مخرج بیان میکند که این پالسها بر اساس نتهای سیاه شمارش میشوند. به عبارت دیگر، زمانی که یک میزان با کسر میزان 4/4 داشته باشیم یعنی در هر میزان، معادل ۴ نت سیاه خواهیم داشت. به همین صورت، در کسر میزان 6/8، معادل ۶ نت چنگ در هر میزان و در کسر میزان ۳/۴، معادل ۳ نت سیاه داریم.
ضرب قوی و ضرب ضعیف
حال که با مفهوم کسرهای میزان آشنا شدید بهتر است به بررسی ریتم در یک میزان بپردازیم. در هر میزان، ضربهای قوی و ضعیف داریم که این ضربها به شناخت میزان و شنیدن بهتر ریتم کمک میکنند. اگر یک کسر میزان ۴/۴ را در نظر بگیریم، ضربهای اول و سوم، قوی و ضربهای دوم و چهارم، ضعیف هستند.
در یک میزان ۳/۴، ضرب اول، قوی و ضربهای دوم و سوم ضعیف هستند.
بیان دیگری از میزان
میزان در موسیقی که گاهی اوقات با نام «متر» (Meter) نیز شناخته میشود، به آرایش ریتم در الگوهای تکراری ضربهای قوی و ضعیف میگویند. این امر بدان معنی نیست که ریتمها خود به صورت تکراری هستند بلکه تاکیدی بر تکراری بودن الگوی پالسها دارند. این پالسها و ضربها هستند که باعث میشوند شما به هنگام گوش دادن به یک قطعه موسیقی، شروع به دست زدن کنید یا با پا بر روی زمین بکوبید.
برخی از قطعات موسیقی، فاقد متر هستند. بعضی از سرودهای باستانی و موسیقیهای قرن دوازدهم و غیرغربی یا فلوتهای سرخپوستی ممکن است الگوهای ضربی مشخص یا قوی نداشته باشند. در مقابل، موسیقیهای آفریقایی در برخی موارد ضربهای بسیار پیچیدهای دارند که در ابتدا، مشخص کردن و شمارش آنها بسیار دشوار است.
دسته بندی میزان
میزانها را در موسیقی میتوان با شمردن تعداد ضربهای قوی و ضعیف دستهبندی کرد. به طور مثال، اگر ضربها به صورت قوی-ضعیف-قوی-ضعیف باشند به نام «میزان دوضربی» (Duple Meter) شناخته میشود. همچنین، ضربهای قوی-ضعیف-ضعیف-قوی-ضعیف-ضعیف، «میزان سهضربی» (Triple Metre) و ضربهای قوی-ضعیف-ضعیف-ضعیف، «میزان چهارضربی» (Quadruple Meter) نام دارند. میزانها را همچنین میتوان در انواع ساده و ترکیبی هم تقسیم کرد.
در یک میزان ساده، هر ضرب به دو بخش تقسیم میشود اما در میزان ترکیبی، هر ضرب را به سه قسمت تقسیم میکنیم. «تقسیمات قرضی» (Borrowed Division) یا تقسیمات وابسته، زمانی اتفاق میافتند که میزان یک قطعه با ضربی تداخل پیدا میکند که گویی از میزان دیگری قرض گرفته شده است.
موسیقی سنتی ایرانی، که به آن موسیقی دستگاهی ایران نیز گفته میشود
یکی از قدیمیترین و اصیلترین گونههای موسیقی در ایران است که ریشههای آن به دوران باستان بازمیگردد. این سبک موسیقی نهتنها از لحاظ هنری بلکه از نظر فرهنگی و تاریخی نیز اهمیت بسیاری دارد و نمایانگر بخش مهمی از هویت ملی ایرانیان است.
ویژگیهای اصلی موسیقی سنتی ایرانی:
دستگاهها: موسیقی سنتی ایرانی بر اساس دستگاهها (سیستمهای ملودیک) سازماندهی شده است. هر دستگاه شامل مجموعهای از گوشهها (ملودیهای کوچکتر) است. دستگاههای اصلی عبارتند از:
شور
ماهور
همایون
چهارگاه
سهگاه
نوا
راستپنجگاه
ریتم و وزن: موسیقی سنتی ایرانی دارای وزنهای متنوعی است که ممکن است آزاد (بدون ضرب مشخص) یا ریتمیک باشد. این تنوع باعث میشود موسیقی حس تأمل یا شورانگیزی ایجاد کند.
آلات موسیقی: از سازهای برجسته این سبک میتوان به تار، سهتار، سنتور، کمانچه، نی، و دف اشاره کرد. هر ساز نقش ویژهای در انتقال روح موسیقی دارد.
بداههنوازی: یکی از مهمترین ویژگیهای موسیقی سنتی ایرانی بداههنوازی است. هنرمند بر اساس یک چارچوب مشخص (مانند دستگاه یا گوشه)، ولی با خلاقیت خود، قطعهای را اجرا میکند.
اشعار و ادبیات: موسیقی سنتی ایرانی ارتباط نزدیکی با ادبیات فارسی دارد. اشعار شاعران بزرگی مانند حافظ، مولانا، سعدی و خیام اغلب در این موسیقی خوانده میشود و مفاهیم عرفانی و عاشقانه را منتقل میکند.
مفهوم معنوی: این موسیقی اغلب جنبههای عرفانی و معنوی دارد و در بسیاری از مواقع برای ایجاد حالتی از تأمل درونی استفاده میشود.
تاریخچه:
موسیقی سنتی ایرانی در طول قرون تحت تأثیر فرهنگهای مختلفی قرار گرفته اما هسته اصلی خود را حفظ کرده است. در دوران صفویه و قاجار، موسیقی دستگاهی به شکلی منسجمتر تدوین شد. همچنین در قرن بیستم، اساتیدی مانند علینقی وزیری، روحالله خالقی و محمدرضا شجریان نقش مهمی در احیای این موسیقی ایفا کردند.
جایگاه در دنیای امروز:
با وجود نفوذ موسیقی مدرن، موسیقی سنتی ایرانی همچنان جایگاه خاص خود را حفظ کرده است و در محافل هنری و فرهنگی ایران و جهان مورد توجه قرار میگیرد. بسیاری از علاقهمندان غیرایرانی نیز شیفته این موسیقی شدهاند، زیرا آن را سرشار از احساس و معنا مییابند.
اگر علاقهمند به شنیدن این موسیقی هستید، پیشنهاد میشود به آثار هنرمندانی چون محمدرضا شجریان، شهرام ناظری و حسین علیزاده گوش دهید.
🌟 کتابهای الکترونیکی، دنیایی از دانایی در دستان شما! 🌟
به دنیای کتابهای الکترونیکی خوش آمدید! در خرید کده، مجموعهای بینظیر از کتابهای الکترونیکی با موضوعات متنوع برای شما آماده کردهایم. از رمانهای جذاب تا کتابهای خودیاری و علمی، هر چیزی که نیاز دارید را در اینجا پیدا کنید! همین حالا سر بزنید و کتابهای مورد علاقهتان را با بهترین قیمتها تهیه کنید! ورود به سایت خرید کده